خرید بک لینک

1 با 1

دیروز پیام داد به بابا که اجازه میدید با خانم x بعد از ظهر بریم بیرون بابا نظرمو خواست موافقت کردم. ساعت 5 اومد دنبالم. بعد بهم گفت چون دختر خوبی بودی آزمایشت خوب شد اینم کادوت. یه جعبه مکعب مستطیل دراز بود. بازش کردم توش گل بود و ربع سکه این واسه روز زن و همه ی مناسبتای گذشته هم هست. خوب بعدش گفت مشکلی نیست بریم بیرون از شهر ؟ گفتم نه. رفتیم دو ساعت و نیم تو ماشین به دل طبیعت زدیم رو پل زمان خان رفتیم سرد بود زود برگشتیم.  برام پاستیل خرید. آخرشم رفتیم رستوران کباب مرغ و بره خوردیم.


یکشنبه ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ |
 

برچسب: نویسنده: دانیال اکبری تاريخ: يکشنبه 11 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:37

صفحه بندی