خرید بک لینک

دیروز اتفاقی افتاد که به جناب مشکوک شده و بی اعتماد شدن سخت بود

و شکننده

تازه

من مدرک قطعی هم نکشفیدم ولی جان به بدن ندارم

یکم اولش حس خوب داشتم و هیجان خوبی بود نمیدونم دلیل اصلیش چی میتونه باشه

ولی رفته رفته دست دادن به افکار حالمو بد و بدتر کرد

ولی خوب درسی که برام می مونه:

فداکاری الکی نکنم هوای خودمو بیشتر داشته باشم

پسرم رو درست تربیت کنم که مرد خوب و امنی برای خانوادش باشه

مستقل باشم آتنامو تقویت کنم کارامو خودم انجام بدم رانندگی کنم خیلی پز جناب شوهرو ندم جایی

خیلی به فکر خودم باشم و به خودم حسابی رسیدگی کنم

به فکر یه سرمایه ای واسه خودم باشم

غم انگیزه فکر کردن به انتهاش بله ولی چاره ای نیست


برچسب: نویسنده: دانیال اکبری تاريخ: چهارشنبه 16 اسفند 1402 ساعت: 15:55

صفحه بندی