مى تراود مهتاب... حرف دلم شرک
همسرم به تازگیً خیلی با دوستاش بیرون میره مسافرت و گردش و گاهی هم در حد دو سه ساعت با هم بیرون بودن . من می خواستم برا روز بعد تولدم بریم خریداری کادو تولد که گفتن بازار شلوغه اگه می خوای پیاده ات میکنم خودت برو بخر گفتم نه باید خودت باشی دلمو صابون زده بودم بریم یه گردش یکی دو ساعته آقا با دوستاشون قرار میزارن میرن شب میمونن خونه روستاشون.خیلی این مسئله اذیتم میکنه اینکه اینقدر برا دوستاش وقت میذاره، خیلی از خدا خواستم یا بیخیالم کنه که نسبت به بیرون رفتش حسا
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
خواستگار
امروز رفتیم مشاوره قبل از ازدواج بعد تستا خواستم بیام گفت بریم رستوران به بابا پیام دادم زنگ زدم بهش مشغول بود بعد تو رستوران بودیم بابا پیام داد فعلا نه حالا بیا خونه یه وقت دیگه. دیگه
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری
برچسب:
نویسنده: دانیال اکبری